تحلیل معمار تحریم‌ها علیه ایران را از دور جدید محدودیت‌ها بخوانید؛

قطع صادرات نفت ایران ممکن است؟ آثارش چیست؟

“ریچارد نفیو”، محقق ارشد مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیای آمریکا که به معمار طراحی تحریم علیه ایران، مشهور است بتازگی مقاله‌ای در خصوص دور تازه تحریم‌ها علیه ایران منتشر کرده و سناریوهای مختلفی را بر اساس قیمت نفت برای نتیجه‌بخش بودن یا شکست این تحریم‌ها مطرح کرده‌است.

تحریم نفتی ایران

نفیو در این تحلیل، صفر شدن صادرات نفت ایران را مستلزم تحقق شروطی دانسته که حتی به اعتقاد خود او چندان محتمل نیستند و صراحتا از احتمال بسیار کم اثربخشی این تحریم‌ها برای آنچه او وادار کردن ایران به مذاکره دانسته، سخن گفته است.

متن کامل مقاله این استراتژیست آمریکایی را بخوانید البته با این توضیح که محتوای این مقاله که توسط معاونت بررسی‌های اقتصادی اتاق تهران ترجمه شده‌است لزوما مورد تأیید حکاک و اتاق تهران نیست:

 

بیانیه اخیر رئیس جمهور امریکا در رابطه با درخواست از اوپک برای کاهش قیمت نفت احتمالاً صرفاً تلاشی در پاسخ به اعتراض نسبت به افزایش قیمت بنزین در فصل پرمصرف امریکا یا تلاشی خیره‌سرانه در راستای استمرار مقابله با جهانی‌شدن  است. حتی ممکن است تصمیم شخص رئیس‌جمهور امریکا با هدف ایجاد بحران در کشور ایران باشد.

اگرچه بخشی از هدف، معطوف به موضوع بهای پرداختی بابت بنزین در امریکا است ولی بنظرمی‌رسد در آینده نزدیک مسئله‌ای پیچیده‌تر و زیرکانه‌تر در رابطه با ایران و تجدید تحریم‌های امریکا که دستور آن در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸ داده شد، بروز کند. در واقع، ظاهراً نتیجه اولیه اقدام رئیس‌جمهور امریکا، اطمینان‌یابی از به خطر افتادن کسب سود ایران از بازار نفت در نتیجه اعمال تحریم‌هاست.

از منظر تئوریک

در نمودار یک به نکاتی مهم از وضعیت درآمدهای نفتی ایران اشاره شده است. در تاریخ ۸ مه ۲۰۱۸ ، ایران حدود ۲٫۴ میلیون بشکه در روز با قیمتی حدود ۷۵ دلار صادرات نفت داشته است بنابراین می‌توان درآمد نفتی ایران را در آن روز ۱۸۰ میلیون دلار برآورد کرد که در نمودار با خط قرمز نشان داده شده است.

سناریوهای مختلف فروش نفت ایران

با فرض حفظ سطح ۲٫۴ میلیون بشکه در روز صادرات، با یک محاسبه ساده ریاضی مشخص می‌شود که چنانچه نفت به قیمت ۱۳۰ دلار به ازای هر بشکه در روز معامله شود، ایران بیش از ۳۱۰ میلیون دلار درآمد کسب خواهد کرد. اگر نفت به قیمت ۵۰ دلار معامله شود، درآمد نفتی ایران به ۱۲۰ میلیون دلار می رسد.

مسئله ساده قبلی اما در حالتی که صادرات نفت ایران کاهش یابد و پتانسیل رشد قیمت نفت آشکار شود، پیچیده‌تر خواهد شد؛ به طور طبیعی، در شرایط ثبات بهای نفت، افت صادرات نفت، به منزله تنزل تولید واقعی اقتصادی برای دولت ایران خواهد بود. اگر میزان صادرات نفت ایران از ۲٫۴ میلیون بشکه در روز به حدود ۱٫۵ میلیون بشکه در روز برسد، ایران کاهش حدود ۶۷ میلیون دلاری را در جریان درآمدی خود تجربه خواهد کرد که این رقم برای کشوری با انبوهی از مشکلات اقتصادی و نقدینگی آسیب دیده، قابل ملاحظه است.

اما اگر قیمت نفت بالا برود، اثر درآمدی تحریم ها کاهش می‌یابد. همانطور که در نمودار ۱ مشاهده می‌شود، در قیمت ۱۳۰ دلار به ازای هر بشکه، ایران تنها نیاز به صادرات ۱٫۳۸ میلیون بشکه در روز دارد تا به متوسط درآمد روزانه نفت با قیمت ۷۵ دلار در هر بشکه برسد. در قیمت ۱۰۰ دلار هم چنانچه صادرات ایران ۱٫۸ میلیون بشکه در روز باشد، همان درآمد را کسب خواهد کرد.

برآورد درآمد نفتی ایران

حتی اگر دولت ترامپ بتواند یک میلیون بشکه در روز صادرات نفت ایران را کاهش دهد، در قیمتهای بالاتر نفت، ممکن است ایران توانایی بالایی برای جبران این کاهش فروش داشته باشد.

از منظر عملی

هزاران دلیل برای اثبات اینکه چرا صرفا با اتکا به محاسبات تئوری روی کاغذ نمی‌توان به نتیجه تحریم نفت لیران دست پیدا کرد، وجود دارد. در میان همه این محاسبات، یک چیز واضح و قطعی است؛ حذف ایران از بازار نفت، منجر به افزایش قیمت می‌شود. این نگرانی در دولت اوباما طی سال‌های ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۳ نیز وجود داشت گرچه در نهایت بی‌اساس ارزیابی شد. ظهور نفت شیل باعث شده بود، تقاضای دولت قبلی آمریکا به کاهش ۲۰ درصدی خرید نفت ایران در هر ۱۸۰ روز، تعدیل شود بنابراین این بار هم نباید چندان نگران بود اما همچنان نشانه‌هایی مبنی بر امکان دخالت عوامل غیرمنتظره وجود دارد.

تردیدی نیست که قیمت نفت مانند قیمت هر کالای دیگری تحت تاثیر متوسط میزان عرضه و بویژه انتظارات از میزان تامین، مشخص می‌شود. بر حسب میزان عدم عرضه نفت ایران، افزایش قیمت در بازار نفت و کند شدن افزایش عرضه و در نتیجه نسبت به اینکه ایران تحت تاثیر فشارهای تحریم قرار گرفته است، اطمینان حاصل خواهد شد. در عین حال ممکن است عرضه اضافه‌تری توسط سایر تولیدکنندگان نفت صورت گیرد که بنظرمی‌رسد تا تاریخ ۴ نوامبر، یافتن منابع جایگزین دیگری برای افزودن ۲٫۴ میلیون بشکه در روز نفت، غیر محتمل باشد. بنا بر موارد پیش‌گفته، اگر امریکا قادر باشد از صادرات نفت ایران جلوگیری کند و رقم صادرات را به صفر برساند، در این شرایط افزایش قیمت نفت، هیچ اهمیت و منفعتی برای ایران نخواهد داشت. البته قیمت بالاتر نفت، کل اقتصاد جهان حتی اقتصاد امریکا را تحت تاثیر قرار خواهد داد.

در این باره بخوانید:

مجوز همکاری بانک سرمایه‌گذاری اروپا با ایران؛ امتیاز بزرگ یا پیشکش بی‌فایده؟

سوییفت؛ میدان زورآزمایی اروپا در برابر تحریم‌های آمریکا علیه ایران

سهام‌داران عمده پتروشیمی‌ها چه کسانی هستند که زورشان از دولت بیشتر است؟

بعلاوه، درآمد نفت ملاک خوبی برای ارزیابی تاثیر فشار تحریم‌ها بر ایران نیست. یکی از ابعاد تحریم ها علیه ایران این است که دسترسی آزاد ایران به درآمدهایش در بانک‌های خارجی را ممنوع کند. طبق قانون ایالات متحده امریکا نیز بانک‌ها موظفند دسترسی به وجوه ایران را صرفاً در تجارت دو جانبه یا خرید کالاهای بشردوستانه میسر کنند. در این میان چنانچه هر بانکی از این مقررات سرپیچی کند، اجازه افتتاح یا دارا بودن حساب بانکی مشابه با نهادهای مالی آمریکایی را نداشته و مشمول ممنوعیت انجام هرگونه فعالیت تجاری در امریکا خواهد شد. در چنین شرایطی حتی افزایش قیمت‌های نفت هم نمی‌تواند به اقتصاد ایران کمکی کند و عملاً مسدود شدن درآمدهای نفتی ایران در بانک‌های خارجی، آثار درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران را خواهد کاست البته نتیجه مذکور بستگی به سطح همکاری بانک‌ها با امریکا در رابطه با اعمال تحریم‌ها خواهد داشت. بسیاری از بانک‌های اروپایی و آسیایی در برابر تحریم های امریکا، مقاومت خواهند کرد و حتی ممکن است برخی بانک‌ها ریسک را بپذیرند و همچنان به همکاری با ایران ادامه دهند. از جمله بانک “کنلون‌چین” که در سال ۲۰۱۲ از سوی آمریکا تحریم شد اما به روابط خود با ایران ادامه داد و سود مناسبی نیز کسب کرد. اگر بانک‌های مشابه نیز تصمیم بگیرند چنین مسیری را دنبال کنند، نمی‌توان آن‌ها را متوقف کرد.

یکی دیگر از عوامل مهم اثرگذار، میزان تاثیر این فشارها بر رفتار ایران است. از سال ۲۰۱۳-۲۰۱۲ میلادی امریکا دسترسی ایران به ۵۰ میلیارد دلار درآمد نفت را ممنوع کرد و ایران نتوانست به میلیاردها دلار از درآمدهایش در بانک‌های سراسر جهان دست یابد. نتیجه این اقدام، منجر به مذاکره و اجرای طرح برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) شد اما احتمال نیل به چنین توافقی در نتیجه اعمال تحریم های جدید، بعید است.

در ایران، توجیه مذاکره با امریکا از بین رفته و حتی احتمال استفاده از ابزارهای نظامی و بستن خلیج‌فارس مطرح است. حتی در صورت عملی نشدن این سناریو، این احتمال که فشار اقتصادی دور جدید تحریم‌ها بتواند منجر به مذاکره ایران با امریکا و دادن امتیازات بیشتری نسبت به دوره ۲۰۱۵-۲۰۱۳ شود یک “قمار خوشبینانه” است. بنابراین، عوامل متعددی از منظر عملی (احتمال همکاری شرکای امریکا در زمینه تحریم‌ها)( و از حیث ایدئولوژیک (احتمال آمادگی ایران برای مذاکره با شیطان بزرگ) وجود دارند که این امید را تضعیف می‌کنند. همچنین، مهمتر اینکه این عوامل می‌توانند با هم تعامل داشته باشند و یکدیگر را تحت تاثیر قرار دهند که در ابتدا قابل پیش‌بینی نیست. تنها عاملی که می‌توان نسبت به آن اطمینان داشت، اثر تحریم‌ها روی قیمت‌های نفت است. با توجه به ریسک‌های محتمل بر انتخاب این گزینه، انتظارمی‌رود دولت امریکا دارای برنامه بهتری نسبت به اذیت کردن اوپک باشد.




پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *